
پشت پلکام عکست و نقاشی کردم غزلک
تورو می بینم تا وقتی چشم می بندم غزلک
یه پیام این تبسم که رو لبهای منه
خیلی وقته که به گریه هام می خندم غزلک!
غزلک چند تا غزل مونده تا اون لحظه ی ناب
پس کی عکس یادگاری زنده میشه توی قاب؟
نگاه کن واژه به واژه با منی مثل نفس
مثل یه گل قدیمی لای برگای کتاب
مثل یه دره عمیقی مثل یه منظره پاک
مثل یه خوشه سر شاخه ی خشکیده ی تاک
گریه ی اول بچه وقت دنیا اومدن
آخرین رقص یه برگ وقتی می افته روی خاک
با تو من زنده ترین ترانه سازم غزلک
با تو از هق هق واژه بی نیازم غزلک
قافیه باختن من پیشکش یک نگاه تو
یه اشاره کن تا جون و ببازم غزلک!!!!!
غزلک بی تو صدام چنگی به دل نمی زنه
آخه عطر تن تو نبض نفسهای منه
تو با من هم ضربانی تو تموم لحظه ها
بی تو بغضم مثه یه گلدونه کهنه میشکنه