تبليغاتX
با من از عشق بگو

 

من از تو ... تو از من .... ما از هم دیگه سیریم

گذشت وقتی می گفتیم : برای هم میمیریم!

گذشت وقتی که چشمات حیرون رد پام بود

تو راه راهه چشمات تلالوئه نگام بود

گذشت وقتی که شعرام تو دفتر دلت بود

حرفایی که می گفتم لالاییه شبت بود

گذشت تاپ تاپ قلبم وقتی تورو می دیدم

وقتی از باغ چشمات گل عشق و می چیدم

حالا دیگه غرورم یه خورده جون میگیره

غروری که الانم زیر پاهات اسیره

تموم شد عشق و امیدبعد از خداحافظی

میری ولی میدونم .. تو هنوزم عاشقی!

 

 

+ نوشته شده در  86/04/16ساعت 14:1  توسط مرضیه کامکار  | 

با من از عشق بگو وقتی که آرام آرام در زلاله ی نگاه غریبانه ی کبوتر طنین صدایت را حس میکنم !

با من از عشق بگو آنگاه که لحظه لحظه هایم را به بودن در هوایت پرواز میدهم !

با من از عشق بگو وقتی نگاهت را از خیالم عاشقانه عبور میدهم .........

با من از عشق بگو ..... با من از عشق بگو که غم تنهاییم بس بزرگ است .

عاشقانه خوان من .... تا همیشه از عشق بخوان .....

 

 

+ نوشته شده در  86/04/06ساعت 14:54  توسط مرضیه کامکار  | 

دیگه بسه دل شکستن

بخدا بی تاب و خسته ام

توی گلدون غرورت

مثل یه گل شکسته ام

دیگه بسه بی وفایی

ای همه دل بستگیهام

یاد تو مرهمه جونم

توی اوج بی کسیهام

تو که سهم من از عشقی

تو که نازی مثه بارون

پس چرا با بی وفاییت

قلبم و میکنی داغون؟!؟

 

 

 

+ نوشته شده در  86/04/05ساعت 10:41  توسط مرضیه کامکار  | 

   دوست من

توی زندگیه همه ی ما افرادی حضور دارن که تو لحظه هامون نقش پررنگی دارن !

یه سری آدم که روشون بدجوری حساب وا می کنی.

  بعنوان یه *دوست* توی زندگیت راهشون میدی.

طرز برخوردت .... نوع نگاهت ...... همه ی اینا باید تورو به طرفت ثابت کنه . باید طوری برخورد کنی که دوستت بفهمه واقعا دوسش داری . ( البته اگه واقعا دوسش داشته باشی )!!!

 من معتقدم اگه تو واقعا طرفت و دوست داشته باشی میتونی به خاطرش از خودت بگذری .

چون همه ی ما به معجزه ی عشق اعتقاد داریم .(این واقعا مهمه)

 نکته ی اصلی اینه :

 قدرت عشق انقدر زیاده که میتونه غرور و از ریشه در بیاره !

 

 اگه نمیتونی به خاطر اونی که همیشه بهش میگی دوسش داری پا رو غرورت بذاری پس باید قبول کنی که رفیقت و اونقدرا هم که میگی نمیخوای !!!!! یعنی واست ارزش نداره . در نتیجه لجبازیهای تو دوستت و زجـــــــــــــــــــــــــر میده !!!!!!!

 اونوقته که دوستت حس میکنه اینهمه عشقی که به پات میریزه همش چی؟؟؟؟ کــــــشــــــکـــــه!

 بعد تازه میفهمی که بهونه گیرییای رفیقت خیلی هم بی پایه و اساس نیست

یه جور بی اعتمادی ....... باید بهش حق بدی !

  واسه اینه که نمیتونه رو عشق تو مثل عشق خودش به تو صد در صد حساب وا کنه !

  اصلا من حس می کنم غرور اینجور مواقع نه تنها یه صفت خوب نیست بلکه یه جور ثابت کردن بی علاقه گی و بی ارزشی خودت نسبت به دوستته.....یه حس بد و منتقل میکنه !

  هر چند که علاقه ی آدما *فقــــط* تو گفتن کلمات عاشقانه و ... نیست و

عشق واقعی تو نگاه آدم جون می گیره ..... اما اونی که عاشقانه یکی رو دوست داره وقتی روبروش وایمیسته انگار داره خودش و می بینه . آدم با خودش چه برخوردی داره ؟

 صاف

 صادق

رو راست

 همون من توام تو منی .........

مگه همه چی حرفه گلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 اینم یاد بگیریم که به حرفامون اعتقاد پیدا کنیم بعد عنوانشون کنیم . اینطوری دیگه توقعی هم ایجاد نمیشه !!!!!

 ساقه دوستی ظریفه ..... ترده ..... زود میشکنه . ( این همیشه باید تو ذهنمون بمونه)

 دیگه اگه رفیقت گلابی هم دوست داشته باشه ( برطبق نظرات روانشناسی ) زود همه چی و بیخیل میشه .........( من که گلابی دوست ندارم ! رفیق تو چطور؟ )

 

 

                                                                                                                        

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت 11:5  توسط مرضیه کامکار  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/04/01ساعت 10:8  توسط مرضیه کامکار  |