من و از طلوع عاشقانه کم کن..
از رو دوش دیوار ، آینه هارو جم کن
خاطراتم ، عشقم ، قلب من تاریکه
واسه با هم بودن جاده ها باریکه..
عکسمو می بوسی ، صورتم پوسیده
قاب من اشکات و روی کاغذ دیده ..
امشب و باور کن از نگاهت دورم
تا نفس ها زنده ن بخدا مجبورم..
وقت مرگم شاید جای تو خالی شه
حال من درگیر حس بی حالی شه!!
اشک تو میریزه چشمم و میبندم
با دلم میسوزم با نگام میخندم...