تبليغاتX
با من از عشق بگو - بی من برو ..

حضور متلاشی_ من

سبز قدم است !

تو برو

که جاده با سرزده بودنت

خو کرده

امروز

ثانیه ها در ژولیدگی ام سر در گم اند..

و به دقایق آب اندام ـ تو

حسرت می برند!

و فردا

ـ شرمگین ـ

از تپش می افتند!

تو به ظهور برس

که نگاه سبک سایه ی من

شاه نیم روز را مغرور تر کرده !

و لالایی ستاره ها

در بیخوابی پیکرم

مرده اند !....

 

 

+ نوشته شده در  87/03/17ساعت 16:34  توسط مرضیه کامکار  |