تبليغاتX
با من از عشق بگو - شونه های پهن.. حس مردونه
 

این اولین ترانه ایی هست که سعی کردم در اون تصویر سازی انجام

 بدم ..

و شاید اینکه به احساسم خیلی بیشتر از قوانین بها دادم ..

البته از اونجایی که ترانه وابستگی زیادی به موسیقی و نوع بیان

 خواننده داره،

هرزگاهی لازمه برای پیدا کردن وزن، بعضی از قسمتها مشدد

و یا کشیده تر و .. ادا بشه ..

با همه ی اینها بعضی از قسمتهای شعرم مشکل هجایی داره!

بهرحال ممنون میشم نظر شمارو هم بدونم!

.

.

دستهای بلند ٬ صورت سبزه

نگاهی که از چشمات می پاشی

زیباییمو می دزدی از چهرم

میکشی روی بوم نقاشی

شونه های پهن ٬ حس مردونه

لبهایی که باز میکنی  آروم

میخوای بگی عاشقمی شاید

" لطفا زیاد تکون نخور خانونم "

می چسبم به صندلی ٬ میخ میشم

روی میزت نوشابه ی رانی

سیگار داره میرسه به انگشتات

میخوام  بگم ... یه پک طولانی!

نگاه سرد ٬ حلقه ی  تو دستت

چشمهایی که منو نمیبینه

انگار هر کاری میکنم بازم

مهرم به دل سنگت نمیشینه

صدای بمت پیچید  تو گوشم

" نقاشی  تموم شد٬ بفرمایید "

دارم به تو نزدیک تر میشم

" چرا رنگتون پریده ٬ بیمارید؟ "

داشت حالم از حرفات بهم می خورد

نه ، تو عشق من و نفهمیدی

از یه مرده بی احساس تر انگار

من و از خودت دور می دیدی

دیگه نا امید میشم از حست

پول و روی میز میذارم ، میرم

" خانوم نقاشی رو جا گذاشتید "

بر می گردم و از تو میگیرم!

توی مترو .. ایستگاه حقانی

نقاشی رو روی پام می ذارم

یکه میخورم .. خیره میمونم

یکی اینجا نوشته : دوستت دارم!

نگهدار آقا پیاده میشم

همه با تمسخر به من می خندن..

چشمهایی که از بهت لبریزه

قلبهایی که تو سینه  میگندن

میرسم انتظارت پر میشه

نگاهی که از چشمات می پاشی

غرورت و میکشی  یک لحظه

" میخوام همیشه کنارم باشی "

 

 

+ نوشته شده در  87/06/23ساعت 15:46  توسط مرضیه کامکار  |