تبليغاتX
با من از عشق بگو - من به احساس تو شک دارم !

 

من به احساس تو شک دارم ..

خونمون مثل یه زندونه!

من کنارت و یکی دیگه ؛

بین دستایِ تو مهمونه!

مثل مهره ای که میسوزه

دیگه از چشم ِ تو افتادم!

خسته م بیا تمومش کن

واسه تصمیم ِ تو آمادم!

آره میدونم تو حق داری

ساده احساسمو می بازم

یا دمه همیشه میگفتی :

من یه معشوقه ی پر نازم !

بین ما فاصله افتاده

بین دستای من و دستات

وقت دل کندن ِ موهامه،

از نوازشهای انگشتات!

من پشیمون ـ پشیمونم ..

کاش به عشقت تن نمیدادم

سخته دل کندن و تنهایی ،

من به چشمای تو معتادم!

لحظه هاتو به تو می بخشم

باید این جاده رو برگردم

هر کجا میری خدا حافظ

دیگه دنبالت نمی گردم...!

 

 

+ نوشته شده در  87/08/01ساعت 16:6  توسط مرضیه کامکار  |