هوای زندونی شدن کردم و محتاج یه کم خشونتم
شبیه ولگردا میشم اینجوری ثابت میکنم دیوونتم
دلی که تو دستای سردت داره جون میده ببخشش به خودم
گناه تو اینه که مغروری و من تنهایی عاشقت شدم ..
پر از منی به خاطر بوسیدن نبضی که رو شقیقته
شبا ولی جون میکنم میون افکار زنی که صیغته
موهای من تو دست باد رنگ شبه چشای تو هواییه
معشوقه ایی که پشت پلکای تو ئه موهاش ولی طلائیه
سهم من از تو پوچه وقتایی که احساستو قسمت میکنی
بدون ـ من نمون عزیز داری به این قضیه عادت میکنی
من و به خاطرت بیار عشقی که تو قلب منه موندنیه
تا زوده برگرد که هنوز به سمت من راه تو برگشتنیه...