اين يك ترانه ي قديميه اديت شده س كه قبل تر هم در بلاگم قرار داده بودم .. تصميم گرفتم بعد از ايجاد تغييرات در اون نظر شما دوستان رو هم بدونم...
متشكرم
سرت رو بالش من بود
ولي فكرت يه جا ديگه
همين طرز هماغوشيت
همه چيز و به من ميگه
چرا بايد يكي ديگه
ميون قلب تو باشه
چرا انقدر كوچيكم،
كه اونم تو دلت جا شه؟!
تو ميگي پيشم آرومي
ولي بيتاب و دلتنگي
خودم ميفهممت وقتي
با اين احساس ميجنگي!
پر از لمس مني اما
دلت از ترس ميلرزه
منم این رازو ميدونم،
كه دست عشق تو هرزه!
میون حس مردونت
نميذاري كه زن باشم!
من اين حس و نميبازم
قسم خوردم كه من باشم!
با اين دلواپسي ميرم
تا تنهاتر از اينها شي
تو رگبار هوس محوي
اميدوارم كه پيدا شي..!